شمارهٔ ۸۵۷

افسوس ازین حیات که بر باد می رود

کایین ما نه بر روش داد می رود

هر دم ز من که پیروی دیو می کنم

بر آسمان فرشته به فریاد می رود

وه کاین دل خراب عمارت کجا شود؟

سیل منش چنین که ز بنیاد می رود

زاهد به پند دادن و بیچاره مست را

خاطر به سوی لعبت ناشاد می رود