شمارهٔ ۸۸۰

مشتاق چون نظاره آن سیمبر کند

طاقت نهد به گوشه و آنگه نظر کند

صورتگری نقش خود از جان کند سخن

چون روی او بدید سخن مختصر کند

او پرده بگرفت، بگویید باد را

تا خان و مان گل همه زیر و زبر کند

کنعان خراب گشت ز اخوان روزگار

باشد کسی که یوسف ما را خبر کند