شمارهٔ ۹۰۹

در آن هجوم که یار تو پادشا باشد

غم گدا که بود، زیر پاکرا باشد؟

منم به سوز و گدازش، به یاد سیم برت

چو مفلسی که هوسناک کیمیا باشد

یگانه با تو چنانم که در جدایی تو

چو یک تنم که ازو نیمه جدا باشد

تو پادشاه بتانی و خاطرم اینست

که شغل روسیهی بر درت مرا باشد