شمارهٔ ۹۱۸

لبالب آر قدح کز گلو فرود آید

مگر که از دلم این آرزو فرود آید

مگوی تو به که آید فرود می ز سرم

مباد کز سر من این سبو فرود آید

ز می چه توبه که گر ذوق آن کند معلوم

فرشته چون مگس آنجا به بو فرود آید

به بند مردنم امروز، ساقیا، بگذار

که باده از سر آن ماهر و فرود آید