شمارهٔ ۹۲۴

نظر ز روی تو خورشید بر نمی گیرد

فلک به پیش تو نام قمر نمی گیرد

به زیر پات چو گل می کند درم ریزی

بنفشه می چند و سرو برنمی گیرد

کسی که بر لب و خال تو می نهد انگشت

کدام نکته که او بر شکر نمی گیرد

چنین که از لب تو می چکد شکر، عجب است

که آن دو لعل تو بر یکدگر نمی گیرد