شمارهٔ ۹۳۳

اگر نسیم صبا زلف او برافشاند

هزار جان مقید ز بند برهاند

منش ببینم و از دور رخ نهم بر خاک

مرا ببیند و از دور رخ بگرداند

قد خمیده خود را همی کنم سجده

ازان جهت که به ابروی دوست می ماند

اگر مراد تو جان است، کار جان سهل است

چه حاجت است که چشمت به زور بستاند؟