شمارهٔ ۹۶۰
داد خواهم، اگر بخواهی داد
خواهم از آه صبحگاهی داد
جورکم کن، چو آرزوی ترا
بر دل من خدای شاهی داد
خط تو از برای کشتن من
فتوی خون بیگناهی داد
غم دل می نهفتم، آب دو چشم
در حق من به خون گواهی داد
داد خواهم، اگر بخواهی داد
خواهم از آه صبحگاهی داد
جورکم کن، چو آرزوی ترا
بر دل من خدای شاهی داد
خط تو از برای کشتن من
فتوی خون بیگناهی داد
غم دل می نهفتم، آب دو چشم
در حق من به خون گواهی داد