شمارهٔ ۹۶۴

تا ترا جسم و جان شکار بود

هر که را دل بود، فگار بود

کشت خال لب توام، آری

مگس شهد زهردار بود

هر کسی کز لب تو می نوشد

تا زید هم در آن خمار بود

آن زمانی که سوی تست دو چشم

این دوا کاشکی دوچار بود