شمارهٔ ۹۶۶

دل که نز عشق پاره پاره بود

دل نگویم که سنگ خاره بود

پیرمردی که از جفای جوان

خون نخورده ست شیرخواره بود

ای که مه با کمال خوبی خویش

پیش روی تو پیشکاره بود

هر که یکبار دید روی ترا

تا زند در غم دوباره بود