شمارهٔ ۹۶۷

عشق تو هرگزم ز سر نرود

وز دل این آرزو به در نرود

گر برآید ز دوریت صد سال

هم خیال تو از نظر نرود

کمترک خفت و خیز، تا خورشید

پیش بالای بام بر نرود

صبر من رفت، تا عدم برسید

گر بیایی تو پیشتر نرود