شمارهٔ ۹۷۷

لب لعل تو جز به جان نبرد

آشکارا برد، نهان نبرد

جان بدینسان که می برد لب تو

هیچ کس از لب تو جان نبرد

نرود مه بر اوج در شب تار

تا ز زلف تو نردبان نبرد

پیش ازین بر خودم یقینی بود

که دلم هیچ دلستان نبرد