شمارهٔ ۹۹۲

دل ز روی تو دور نتوان کرد

با رخت یاد حور نتوان کرد

جور تو در رخ تو نتوان گفت

گله اندر حضور نتوان کرد

چشم بد دور از چنان رویی

که از او چشم دور نتوان کرد

همچنان ساده خوشتر است لبت

کان شکر را به زور نتوان کرد