شمارهٔ ۱۰۲۲

دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود

که آرزوی عزیزان به رنگ و بو نرود

کسی که یاد لبت هر دمش گلوگیر است

نه می که چشمه حیوانش در گلو نرود

خطی کشیده به افسون به گرد روی تو حسن

که هر دلی که درو شد به هیچ سو نرود

به زیر پای توام آرزوست خاک شدن

اگر چه خاک شوم، نیزم آرزو نرود