شمارهٔ ۱۰۲۴

آنی که از کرشمه و نازت سرشته اند

نقشی چو تو ز کلک قضا کم نوشته اند

جان سوده اند ریخته در چشمه حیات

تا زان خمیر مایه لعلت سرشته اند

عناب های تر ک ازان می چکد نبات

پیش لب تو خشک و ترش رو چو کشته اند

گر پرتوی ز روی تو بر صالحان فتد

در حال سایه گیر بسان فرشته اند