شمارهٔ ۱۰۳۰

عشاق دل غمزده را شاد نخواهند

خوبان تن ویران شده آباد نخواهند

آنان که به سر رشته زلفی برسیدند

گردن ز چنان سلسله آزاد نخواهند

قومی که حق صحبت مجبوب شناسند

در جور بمیرند و ز کس داد نخواهند

گویند «چرا سوی گل و مل نگرانی »؟

این بی غمی است از من ناشاد نخواهند