شمارهٔ ۱۰۴۲
چو باد صبح به آن سرو خوش خرام شود
سلام گویم و جان همره سلام شود
غلام اویم و هر کس که بیند آن صورت
ضرورت است که همچو منش غلام شود
عنایتی که رهی نیم کشت غمزه تست
به یک اشارت ابروی تو تمام شود
جدا کنی تو و من پیش خلق شکر کنم
مرا جمال تو باید که نیک نام شود