شمارهٔ ۱۰۷۵

ای لعل لبت چو بر شکر شیر

شکر ز لب تو چاشنی گیر

از زلف بریدنت دل من

دیوانه شد و برید زنجیر

زلفش بگرفت و کرد در هم

فریاد هزار باد شبگیر

می گیری و می زنی به تیرم

من کشته شدم، ازین زد و گیر