شمارهٔ ۱۰۸۹

یا رب، آن رویست یا گلبرگ خندان در نظر

یا رب، آن بالاست یا سرو خرامان در نظر

ای خوش آن ساعت که بینم آن رخ و گیرم لبش

باده خوش بر کف و گلنار خندان در نظر

تا تو، ای سرو خرامان، در چمن بگذشته ای

می نیاید پیش بلبل را گلستان در نظر

در تو می بینم ز دود دل ز حسرت بیقرار

تشنه را کی سود دارد آب حیوان در نظر؟