شمارهٔ ۱۰۹۹

با تو در سینه نفس را چه گذر

در دلم غیر تو کس را چه گذر

باغ نشکفت و نیامد موسم

در دل خسته هوس را چه گذر

من اسیرم ز گلم باده مده

در چمن مرغ قفس را چه گذر

خلق گویند نفس زن در وصل

در تن مرده نفس را چه گذر