شمارهٔ ۱۱۰۲

ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار

بوی نهفته زان صنم دلربا بیار

مانا که یابم از دل گمگشته آگهی

یک تار مو ازان سر زلف دو تا بیار

تعویذ عمر بایدم اندر شب فراق

یک نامه زان مسافر فرخ لقا بیار

گفتی سلام آرم ازو، چشم بر رهست

یا خود میای تا نشنوم کشته، یا بیار