شمارهٔ ۱۱۰۳

ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر

رو بر فراز کنگر عرش آشیانه گیر

هستی به فقر یار و بهانه مکن که نیست

یابی مگر خلاص ز دهر، این بهانه گیر

سنگ گران خود به ترازوی همت آر

هر دو جهان به وزن دو خشخاش دانه گیر

از کیش پاک سهم سعادت ستان و بس

این جانب دو قوس دوگانی نشانه گیر