شمارهٔ ۱۱۰۵

از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر

دل نیست در جهان ز دل من فگارتر

می گوی تلخ از آن لب شیرین که زهر تست

ز آب حیات بر دل و جان سازگارتر

خلق از تو با کمال وفا با شکایتند

من هر چه بیش می کشیم شرمسارتر

پیش تو جان شکافم و باور نیایدت

هرگز ندیده ام ز تو بی استوارتر