شمارهٔ ۱۱۱۱

رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر

چه بود؟ گلی که رویت ز دو صد بهار خوش تر

چه روم به باغ و بوستان چو گلی به تو نماند

ز گلی که بی تو بینم به دو دیده خار خوش تر

به یکی سخن که گویی بزید دوباره مرده

که ز آب زندگانی دو لبت دوبار خوش تر

چه خوش است یک کرشمه ز برای مردن من

که اگر زیم به دیدن، یکی از هزار خوش تر