شمارهٔ ۱۱۱۹

مبتلا شد چون دل مسکین به زلف یار باز

جان سلامت کی توان بردن ازان طرار باز؟

دل به ابروی بتان دارد چو اقرار درست

می کند از مومنی تصدیق آن اقرار باز

سرو بستان در چمن چون دید رفتار ترا

از خجالت خشک بر جا ماند از رفتار باز

هیچ غمخواری ندارم در غم عشق تو من

هم مگر لطف تو گردد بنده را غمخوار باز