شمارهٔ ۱۱۲۲

سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز

بختم آن طره قلاب نبیند هرگز

هر دمش، سجده کنند انجم و مهر و مه و چرخ

یوسف این مرتبه در خواب نبیند هرگز

هر زمان خنده دیگر کند آن شورانگیز

داغ دیرینه اصحاب نبیند هرگز

بی محابا کشد و شرم ندارد، آری

روی قربانی قصاب نبیند هرگز