شمارهٔ ۱۱۲۵

تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز

دل خون شد و حدیث بتان بر زبان هنوز

عمرم به آخر آمد و روزم به شب رسید

مستی و بت پرستی من همچنان هنوز

آهنگ کرده سوی بتان جان کمترین

کافر دلان حسن درون سوی جان هنوز

صد غم رسید و مرگ هنوزم نمی رسد

صد کعبه رفت و مهر دلم رایگان هنوز