شمارهٔ ۱۱۳۸

بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس

بیا که باد صبا گشت عیسوی انفاس

بنوش باده گلگون به طرف باغ که من

ز پا فتاده ام از دست محنت افلاس

چه حکمت است ندانم که ساقی گردون

مدام خون جگر می دهد مرا از کاس

کسی ز چهره مقصود خود نیافت نشان

ازان زمان که نهادند سرنگون این کاس