شمارهٔ ۱۱۴۷

ماییم و شبی و یار در پیش

جام می خوشگوار در پیش

وقت چمن و شکفته باغی

بی زحمت خارخار در پیش

گل آمده و خزان گشته

دی رفته و نوبهار در پیش

من بیهش و مست یار و یارم

نی مست و نه هوشیار در پیش