شمارهٔ ۱۱۷۲

خلق به هر کار و من برسر سودای خویش

در هوسی هر کسی من به تمنای خویش

گوید همسایه ام هر شبت، این ناله چیست؟

مویه خود می کنم بر تن تنهای خویش

سینه با تاباک و من بنگرم از بیم جان

چند عقوبت کنم بر دل شیدای خویش

من چو نمی بینمت، لطف کن ار گه گهی

من نه همه جای خود بلکه همه جای خویش