شمارهٔ ۱۱۹۰

باغ بشکفت و سوری و سمنش

تازه گشت ارغوان و نسترنش

صفت باغ می کند بلبل

شاخ در شاخ می رود سخنش

یوسف گل رسید و شد روشن

چشم نرگس به بوی پیرهنش

تا کجا باشد آن سمنبر من

کاب و آتش شود گل از سمنش