شمارهٔ ۱۲۲۲

مرا بهرت خصومتهاست با دل

کنون با من درین سودا و با دل

اگر باد سر زلفت همین است

کجا ما و کجا جان و کجا دل

ز تو از گوشه چشمی اشارت

ز ما عقل و ز ما جان و ز ما دل

دل ار بیگانه گشت از من، نرنجم

که عاشق را نباشد آشنا دل