شمارهٔ ۱۲۶۴

ما ترک رضای دل خودکام گرفتیم

در زاویه نیستی آرام گرفتیم

بدنامی و آوارگی ما چو ز دل بود

ترک دل آواره بدنام گرفتیم

دل زحمت خود برد ز ما و ز بلا رست

آزاد نشد مرغ کزین دام گرفتیم

تا سوختن عشق ز پروانه بدیدیم

سودای همه سوختگان خام گرفتیم