شمارهٔ ۱۲۷۲

گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟

وز هجر بمردم، خبر جان ز که پرسم؟

از سرزنش مرده دلان جان به لب آمد

داروی دل زار پریشان ز که پرسم؟

خواب اجلم در سر و من مست خیالت

تعبیر چنین خواب پریشان ز که پرسم؟

کشت آن لب سر سبز مرا، گو ز من او را

کای خضر، ره چشمه حیوان ز که پرسم؟