شمارهٔ ۱۲۷۵

زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم

سازم ز دو دیده قدم و سوی تو آیم

ای کاش شوم زودتری خاک که باری

با باد شرم همره و پهلوی تو آیم

در کوی تو گمره شوم از بوی تو با آنک

آنجا همه زان رهبری بوی تو آیم

خورشیدی و من ذره، کنم بی سر و پا رقص

آن لحظه که در جلوه گه روی تو آیم