شمارهٔ ۱۲۸۶

شبی در کوی آن مه روی رفتم

سر و پاگم چو آب جوی رفتم

نمی رفتم، بلا شد بوی زلفش

خراب اندر پی آن بوی رفتم

به کویش رو نهادم بهر رفتن

ز بیهوشی به دیگر سوی رفتم

شبت خوش باد، ای دل، نزد آن ماه

که من خالی شدم، زین کوی رفتم