شمارهٔ ۱۲۹۲

منت هر شب که گرد کوی گردم

ز بهر آن رخ دلجوی گردم

همی گوید که جان ده پیش رویم

چه می گویم سر آن روی گردم

همان تلخم که می گویی، همی گوی

که گر بنوازیم، بد خوی گردم

ز من دی یاد دادنت به بد گفت

فدای گفت آن بدگوی کردم