شمارهٔ ۱۳۴۴

باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم

روی زیبا بینم و بر خاک پیشانی نهم

سوده گشت از سجده راه بتان پیشانیم

چند بر دل تهمت دین مسلمانی نهم

تو بجنب، ای بخت و دشواری شبهایم مپرس

من گرفتارم، کجا پهلو به آسانی نهم!

دل به زلف یار و از من صد پیام غم برو

چند داغ غم بر این مسکین زندانی نهم