شمارهٔ ۱۳۵۲

فرخ آن روز که دیده بر رخت باز کنم

تو مرا جانب خود خوانی و من ناز کنم

چند گویی که «تو می نال که من می شنوم »

این نه چنگ است که پیش تو چو مه ساز کنم

سالها شد که نیابم خبر و در کویت

دل بیرون شده را آیم و آواز کنم

باغبانا، ز تو گه گه بود ار فرمانم

بلبلم بر سر خود آیم و پرواز کنم