شمارهٔ ۱۳۷۴

ای رخت چون ماه و از مه بیش هم

خسته کردی سینه ما، ریش هم

غمزه تو بر صف خوبان زند

گر نرنجی بر دل درویش هم

تیره کردی عیش ما و روز دل

روزگار عقل دور اندیش هم

گر نوازش نیست کشتن، گفتمت

کاهلی کردی در آن فرویش هم