شمارهٔ ۱۳۸۸

من عاشقم، نه رعنا، کز دوست کام خواهم

کامم همین کزان در خاکی به کام خواهم

دارم هوس که میرم، در پیش تو کیم من؟

نه خضر و نه مسیحا، نه این مقام خواهم

از زنده داری شب چون نیم کشته گشتم

از کشتگانت مانا خوابی تمام خواهم

من خون دیده نوشتم، این است عشرت من

آیا چه جای بادا بی تو که جام خواهم؟