شمارهٔ ۱۳۹۵

رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم

جان خراب نیز همان سو گذاشتیم

ماییم و راه دوری و تا باز کی رسد؟

جان و دلی که بر سر آن کو گذاشتیم

بگذاشتیم روی عزیزی که سالها

عمر عزیز خویش بر آن رو گذاشتیم

آن بخت کو که در خم بازو کشیم باز

آن گردنی که از غم بازو گذاشتیم