شمارهٔ ۱۴۱۴

چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم

خواهم که این دو دیده غماز برکشم

بانگ بلند خیزد از آتش، چو شد بلند

نالیدنم همانست، چو آواز برکشم

صبری نباشد، ار چه که هر دم ز خون دل

در خانه نقش آن بت ظنار بر کشم

بر یاد قامتت چو بگریم، عجب مدار

کز گل هزار سرو سرافراز برکشم