شمارهٔ ۱۴۴۶

به جان رسیدم و از دل خبر نمی یابم

وز آن که نیز دلم برد اثر نمی یابم

از این دو دیده بی خواب شب شناس شدم

ولی قیاس شب هجر در نمی یابم

بهار آمد و گلها شکفت، لیک چه سود؟

که بوی تو ز نسیم سحر نمی یابم

کجا روم که به هر انجمن حکایت تست

به شهر هیچ بلا زین بتر نمی یابم