شمارهٔ ۱۴۶۳

ما در این شهر پای بند توایم

عاشق قامت بلند توایم

مرده آن دهان چون پسته

کشته آن لب چو قند توایم

می دوانی و می کشی ما را

چون بدیدی که در کمند توایم

ای جفا بر دلم پسندیده

دوستی بود، ار سپند توایم