شمارهٔ ۱۴۶۴

غم کشی چند یار خویش کنم

گریه بر روزگار خویش کنم

با دل خویش درد خود گویم

مویه بر سو کوار خویش کنم

می رود چون ز خون دل رقمی

بر درت یادگار خویش کنم

مرغ دامیم کو رخت که دمی

ناله در نوبهار خویش کنم؟