شمارهٔ ۱۵۰۰

باز این دل من رو به که آورد، ندانم؟

وان صبر که بوده ست، کجا کرد، ندانم؟

شب ها منم و گوشه غم حال من این است

حال دل آواره شبگرد ندانم

آن گرد که می خیزد ازان راه ببینید

و آن کیست سوار از پی آن گرد، ندانم؟

اشک از سفر کوی ویم تحفه غم آورد

من خوش تر ازین هیچ ره آورد ندانم