شمارهٔ ۱۵۲۲

شبی بخرام و مه را کار بشکن

رخی بنما و گل را بار بشکن

ز سر جوش دلم برگیر جامی

خمار نرگس بیمار بشکن

مخور با مردمان عشق باده

سفالش بر سر اغیار بشکن

صبوحی کرده از مجلس برون آی

بتان را چاشت گه بازار بشکن