شمارهٔ ۱۵۷۹

دل می بری و در خم مو می کنی، مکن

آزردن دل همه خو می کنی، مکن

تو جور می کنی و من از دیده می کشم

این شیوه گر چه نیک نکو می کنی، مکن

خلقی ز بوی تو همه دیوانه گشت و مست

باری تو گل ز بهر چه بو می کنی، مکن

گاهم زنخ نمایی و گه زلف می کشی

بی رشته ام به چاه فرو می کنی، مکن