شمارهٔ ۱۵۸۳

ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن

چشم طمع ز خوان خسان بی گزند کن

خاک است هستی تو و خواهی که زر شود

از کیمیای نیستیش بهره مند کن

در خلوت رضا ز سوی الله روزگیر

و ابلیس را به سلسله شرع بند کن

روزی اگر به سوخته محنتی رسی

بر آتش درونه او جان سپند کن