شمارهٔ ۱۶۱۳

همی ریزی به بازی خون یاران

چنین باشد سزایی دوستداران؟

به خون بیدلان خوردن مکن خوی

که کس را نآید این شربت گواران

من رسوا و هر سو خنده خلق

چو مستی در میان هوشیاران

برای صبح پیروزی که بی تست

حیات من چو شام سوکواران